۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

پیرمرد

  واقعا عجیب بود، ولی تو خونه اش احساس راحتی می کردم، انگار خونه ی بابام بود!

1 رد پا:

هدیه گفت...

گور بابای یار. فقط این ترانه بهم آرامش میده... همین