۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۲, دوشنبه

یک شب مهتابی، یک دریاچه ی عمیق

دریاچه آن قدر زلال بود که به جای عکس ماه، عکس خدا را می شد در آن دید.
و کمی آن طرف تر پسربچه ای که افسوس می خورد و جای خالی سنگریزه ها را در میان مشتش احساس می کرد.
پ.ن: کاش حداقل ماهی قرمزی برای دل دریاچه پیدا بشود

0 رد پا: