یادداشتهایی درست زیر پای شما، همانجا که همه راحت از آن میگذرید...
۱۳۹۰ خرداد ۳, سهشنبه
استخوان خوک
داشتم استخوان خوک و دست های جذامی مستور رو می خوندم، یه سری آدم که ارتباطی به هم نداشتن، و انگار قرار بود یه دفعه ای توی یه نقطه همه شون به هم پیوند بخورن، ولی آخرشم پیوندی در کار نبود!
0 رد پا:
ارسال یک نظر